سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

468

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

خيبر روايت كرده است ، وأحاديث ديگر دلالت مىكند كه در روز أوطاس نيز به عمل آمد ، پس آن نهى دليل نمىتواند شد . گوييم : سائل آن نقض را وارد نمىكند مگر بر مرتضى ( عليه السلام ) ; زيرا كه أول كسى كه به اين حديث استدلال نموده وابن عباس را الزام كرد وزجر شديد به عمل آورد ، حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] است ، پس گويا مىگويد مرتضى [ ( عليه السلام ) ] غلط كرد در اين استدلال ; واين معنا شاهد جهل وحمق أو است نزديك أهل سنت وشيعه تفضيليه قاطبتاً . ( 1 ) انتهى . از اين عبارت ظاهر است كه كسى كه كلامي گويد كه از آن نقض بر كلام جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وغلطِ استدلال آن حضرت لازم آيد ; آن كلام شاهد جهل وحمق أو [ باشد و ] حسب اعتراف خودش ثابت گرديد كه به وجوه شتّى ازرا وتحقير آن حضرت نموده ، و - معاذ الله - تخطئه آن حضرت در اراده رجم مغيره خواسته . ومخاطب نيز به جواب طعن يازدهم از مطاعن عمر دعوى غلط را در استدلال جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] شاهد جهل وحمق مدعى دانسته ، پس جهل وحمق ولى الله حسب اعتراف خود أو واعتراف پسر أو واضح شد ، ولله الحمد على ذلك .

--> 1 . قرة العينين : 214 .